السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

122

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

واحد و ذاك كثير ، و هذا حادث و ذاك قديم ، و هذا ممكن و ذاك واجب ، و هكذا . و قد ثبت بما أوردناه في الفصل السابق : أنّ الكثرة من الجهة الاولى - و هي الكثرة الماهويّة - موجودة في الخارج بعرض الوجود ، و أنّ الوجود متّصف بها بعرض الماهيّة ؛ لمكان أصالة الوجود و اعتباريّة الماهيّة .

--> ( 1 ) . در حقيقت وجود ، دو نوع كثرت راه دارد ، كثرت طولى ، كه بازگشت آن به عليت و معلوليت است ، و كثرت عرضى ، مانند كثرت ميان افراد مختلف يك ماهيت ، كه در يك مرتبهء وجودى هستند و اختلاف در شدت و ضعف ندارند . ظاهر عبارت مؤلف در اين قسمت آن است كه كثرت دوم به عرض ماهيت به وجود نسبت داده مىشود ، و لذا انتساب اين كثرت به وجود ، مجازى است نه حقيقى . لازمهء اين مطلب آن است كه كثرت عرضى را حقيقتا نفى كنيم ، كه البته نمىتوان بدان ملتزم شد . استاد مطهرى در شرح منظومه ( ج 2 ، ص 160 به بعد ) به جاى بالعرض ، بالتبع گفته‌اند و آورده‌اند كه اين كثرت ، به تبع ماهيت است . يعنى كثرتى است كه وجود به تبع ماهيت پيدا مىكند . معناى اين عبارت آن است كه : وجود نيز حقيقتا متصف به كثرت عرضى مىشود ، اما اين كثرت از ماهيت به وجود راه يافته است ، و ابتدا ماهيت بدان متصف شده و سپس وجود . اما اين مطلب نيز قابل دفاع نيست ، زيرا چگونه مىتوان گفت ماهيت ، كه امرى اعتبارى است ، موجب گشته است وجود ، كه امرى اصيل است ، متكثر گردد . اين انديشه با اصالت ماهيت سازگار است نه با اصالت وجود . چگونه ماهيتى كه خود منبعث از وجود است ، موجب كثرت وجود مىگردد . حقيقت آن است كه براساس اصالت وجود ، كثرت عرضى ، اوّلا كثرتى حقيقى و واقعى است ، و وجود حقيقتا داراى كثرت عرضى است ، و ثانيا منشأ اين كثرت نيز حقيقتا خود وجود است ، نه ماهيت . تفاوت كثرت عرضى با طولى تنها در آن است كه در كثرت طولى ميز ، يك طرفه است ، اما در كثرت عرضى ، ميز ، دوطرفه است . خوب است در اينجا براى روشن شدن مطلب ، توضيحات